به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرآنکريم (بخش يازدهم) — عبدالکريم فاريابی

 

به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرآنکريم درسايت افعانستان آزاد

(بخش يازدهم)

 

عبدالکريم فاريابی

 

 

مقام زن دراسلام:

دربخش دهم برخی از دروغها وتهمت های خاديست آزادل را با ذکر ادلهءقاطع ، رد کرديم- با آنکه اراجيف وتهمت های اين مزدورسابق روسها ونوکر برحال امريکايی ها آنقدر سست ضعيف ومسخره هستند که هرشخص باسوادی ولو با معلومات اندک می تواند برآنها خط بطلان بکشد- واينک می پردازيم به دروغها وافتراهای ديگر وی:

وی به دنبالهء دروغهای ننگين وبهتان های شرم آورخويش، اکاذيب ديگری را چنين سرهم می نمايد:

" چهرهء زن را کسی نبيند، تنها ازخانه بيرون نرود، هروقتی که شوهرميل تقرب جنسی کند زن مجبوراست جوابگو باشد، جای ومحل ووقت رفتن اورا شوهرش تعيين کند، اگر علمی ياد بگيرد بايد تاشش سالگی درمسجد باشد وبعد ازان کتابهای عربی را درخانه بخواند،حق  هيچ  نوع لباس پوشيدن وآرايش صورت خودرا دربيرون ازخانه ندارد مگر به اجازهء شوهر"

خاديست آزادل بعد از اين دروغبافی ها وهرزه سرايی ها ازآقايی بنام سادات ياد می کند که دريک برنامهء تلويزيونی ، آرايش زن را دربيرون خانه، زنای وی قلمداد کرده است؛ وسرانجام اين خاديست حقيراز تهمت ها ودروغ های بی شرمانه وبی اساس خود، چنين نتيجه گيری می کند ودرد دل اصلی خودرا چنين درميان می گذارد:

" خلاصه تفاوت حقوقی  بين زن ومرد خيلی زياد است شوهر حق دارد 4 زن بگيرد اما زن مجبوراست با همين مرد ( هرچی وهرکی است) تا آخرعمر بسازد وصبرنمايد چنانکه خدا می گويد خداوند با صابران است" .

آری! اينست برخی از دردهای دل ويا دل دردی های خاديست آزادل؛ وآنگونه که ملاحظه می فرمائيد درد اساسی و اصلی وی يک چيز است  که او نمی تواند آن را پنهان کند وآن اينکه چرا يک مرد حق دارد ومی تواند 4 زن بگيرد اما يک زن نمی تواند 4 شوهر داشته باشد واين عيناً همان حرفی است که خاله اناهيتا راتب زاد خواهر وياخالهء خاديست آزادل، آن را درپارلمان افغانستان درزمان سلطنت ظاهرشاه گفته بود؛ واين عقيدهء همهء بندگان مارکس ولينن ومائو ويکی از اعتراضات عمدهء شان بردين اسلام است!

برای آنکه روشنی بيشتری به اين مفکورهء شيطانی چاکران روس وچين وپرستندگان لينن ومائو انداخته باشيم، بهتر است داستان خالهء آزادل اناهيتا راتب زاد وپيشنهاد مشهوروی در پارلمان افغانستان را باشرح بيشتری ذکر کنيم تا نسل جوان ومتدين کشور بدانند که اين شياطين مارکسست چقدر بی ناموس وپست فطرت هستند:

کسانی که درزمان پادشاهی ظاهرشاه عضو پارلمانی بودند که درآن ببرک کارمل ومعشوقه اش اناهيتاراتب زاد نيز عضويت داشتند، حکايت می کنند که روزی  در يکی از جلسات پارلمان، اناهيتا راتب زاد به مشروعيت ازدواج با چهارزن دراسلام ،اعتراض کرد وآن را غيرعادلانه ناميد ودرست مانند خاديست آزادل  اين عمل را مخالف حقوق زنان خواند وگفت اگر يک مرد حق دارد دريک وقت چهار زن بگيرد بايد يک زن نيز حق داشته باشد که درآن واحد با چهار مرد ازدواج کند ودرقيد نکاح شان باشد!

تعدادی ازپارلمانيان به پاسخ وی پرداختند و کوشيدند با ارائهء دلائل علمی اورا قناعت بدهند که ازدواج با چهار زن دراسلام درحالات اضطراری وبرای رفع مشکلاتی است که احياناً بوجود می آيد؛ مثلاً درحالات جنگ، بسياری از مردان کشته می شوند وتعداد زنان برمردان افزونی می يابد که درچنين وضعی ، ازدواج بابيشترازيک زن، راهی است برای بيرون رفت ازاين مشکل حاد اجتماعی!

يکی از دلائل ارائه شده نيز اين بود که مرد از نگاه جنسی قوی تر ازمرد است واين را علم ثابت ساخته است!

اناهيتاراتب زاد درجواب اين حرف اخيرگفت: کی می گويد مرد ازنگاه جنسی قوی تر اززن است؛ من خودم برای همهء مردان افغانستان بس هستم!!

ازهمان روز به بعد بود که اناهيتا راتب زاد به نام " زن ملت " شهرت يافت ومردم اورا درمحافل وجروبحث های سياسی خود به نام زن ملت ياد می کردند!

آری! اين است کمونيزم ومارکسيزم وپلانهای شوم وغيرانسانی کمونست ها برای بشريت که تحت پوشش دفاع ازحقوق زنان به خورد ملت ها می دهند!

آنچه را اناهيتا گفته بود وآنچه را که درحال حاضرخاديست آزادل اين تفالهء تجاوز شوروی وجاسوس برحال امريکا می نويسد، حرف های ناسنجيده وهوایی نيست بلکه پلانی است منظم ومطابق دروس وتعليمات مارکس وانگلس وسائر شياطين کمونيسم برای برگرداندن بشريت به  ازدواج های گروهی وحق مادری که شرح وچگونگی آن را اززبان انگلس دربخش دهم نوشتيم؛ وبارديگر مختصراً اشاره می کنيم که درچنين ازدواج هايی به اعتراف خود انگلس، مادر هرطفل معلوم است اما پدرش معلوم نيست !.. وجاسوس آزادل که دادمی زند" شوهرحق دارد 4 زن بگيرد اما زن مجبوراست با همين يک مردبسازد" حسرت همان دورهء تاريخی " حق مادری" را می خورد ومی خواهد زنان درحال حاضر نيزبا چهارمرد ويا بيشتر ازدواج کنند ويابهتربگوئيم همبسترشوند تا اطفالی که بوجود می آيند مادرشان معلوم باشد اما پدرشان نه!!

با اينهمه بيشرمی وبی حيايی که درهيچ نظام ابليسی جزکمونيزم ديده نمی شود وداشتن چنين پلانهای شيطانی ورذيلانه برای نابود ساختن اخلاق ملت ها اينک خاديست مکاروشعبده بازی به ديگران می خندد وطعنه می زند که فلانی با زن برادر متوفای خود ازدواج کرده است!! … ما با آنکه از هيچ کار گلبدين حکمتياروامثالش دفاع نمی کنيم ، ازين خاديست شياد که کودنانه مردم افغانستان را ساده می پندارد ودر صدد اغفال وفريفتن شان برآمده است، می پرسيم: آيا ازدواج شرعی با زن برادرمتوفای خود که هيچگونه مانع شرعی واخلاقی ندارد، بدتراست ويا مطالبهء چندين شوهربرای يک زن ويا بهتر بگوئيم همان ازدواج های گروهی وحق مادری مورد پسند انگلس ومعلوم بودن مادر هرطفل ومعلوم نبودن پدرش؟!

اگرخاديست آزادل وسائر بندگان مارکس وانگلس خوش دارند که مادراطفال شان معلوم باشدوپدرش نه، برای ما بی تفاوت است وازان تعجب نمی کنيم ؛ چون کمونيسم با اخلاق ودين تضاد کامل دارد ؛ اما مردم مسلمان افغانستان به هيچ مارکسست شياد وهيچ شيطان مارکسست اجازه نمی دهند که چنين پلانهای شوم وپليد را بالفاظی ها وترفندها وشعبده بازی های مارکسستی برآنها تطبيق نمايند؛ واگر مارکسست ها عقلی وشعوری می داشتند، شکست مفتضحانه خود وباداران شان درکشوراسلامی ما برای شان کافی بود که ديگر پلان اغفال وفريب اين ملت را کنار بگذارند وبه بيهوده بودن اين تلاش های شيطانی شان پی ببرند؛ اما چنان به نظر می رسد که افيون کمونيسم عقل وشعوری برای شان باقی نگذاشته است وايشان آزموده را باز می آزمايند!

واما اراجيف ودروغهای ديگر خاديست آزادل که دربالا آنهارا برشمرديم همه بی اساس وواهی هستند وصحت ندارند!… ما به اين خاديست دروغگو ومکار چلنج می دهيم که يک آيت ويا حديث ويا متن معتبری از متون اسلامی را بياورد که درآن گفته شده باشد زنان بايد تا شش سالگی درس بخوانند وآنهم درمسجد وبيشترازان حق تعليم را ندارند ؛ برعکس، اسلام آموختن علم وفراگيری دانش رابرمرد وزن مسلمان هردو فرض گردانيده است وتمام نصوص اسلامی اعم ازآيات واحاديث که به فراگيری علم ودانش تأکيد می ورزند- وتعدادشان خيلی زياد است- شامل مرد وزن می گردند واسلام هرگزطبقهء نسوان را ازفراگيری علوم منع نکرده است ويک زن می تواند تمام انواع علوم را بدون استثنا فراگيرد ؛ درست آنگونه که يک مرد چنين حقی دارد؛ به همين دليل وقتی درتاريخ درخشان تمدن اسلامی نگاهی بيندازيم نامهای بسياری اززنان مسلمان را می بينيم که درآسمان علم ودانش درخشيده اند واينک اسمای بعضی ازانها بعنوان مشت نمونهء خروارتقديم خوانندگان عزيز می گردد:

1- نفيسه بنت الحسين بن زيدبن الحسن بن علی ابن ابی طالب رضی الله عنه يعنی يکی از نواسه های حضرت علی خليفه چهارم .

اين زن يکی از زنان پرهيزگار ودانشمند ودرعصر خود سرآمد زنان محدثه بود وبسياری از علمای بزرگ ومجتهدان اعم از مردان وزنان، ازمجالس درسی وی مستفيد می شدند ؛ وزمانيکه امام شافعی به مصر رفت ازاين زن دانشمند احاديث نبوی را فراگرفت.

2- شهده بنت احمدالابری الدينوری البغدادی ملقب به فخرالنساء که زن متقی وعابده يی بود ؛ وعلاوه براموردينی درادبيات وبلاغت وشعرتبحرداشت ودربغداد مردم را درس می داد وگروه های بزرگی از مردان وزنان از درسهايش مستفيد می شدند.

3- زينب که به لقب طبيبهء بنی اود مشهوربود ودرامورطبی مهارت کافی داشت وبويژه امراض چشم وزخمهارا تداوی می کرد.

4- ام الحسن بنت قاضی ابی جعفرالطنجانی که زنی بود بادانش فراوان وگسترده وبا آنکه درعلوم زيادی دسترسی داشت اما شهرت ومهارت اصلی اش درطب وتداوی بيماری ها بود.

5- اخت الحفيدبنت زهرکه هم خودش وهم دخترش درطب وتداوی مخصوصاً درامراض زنانه ماهربودند وحيثيت اطبای فاميلی منصور خليفهء عباسی را داشتند واين فاميل تداوی ديگری را جز تداوی اين مادرودخترنمی پذيرفتند.

اينها چند مثال محدود از صدها بلکه هزاران زنی هستند که درتاريخ تمدن اسلامی  درساحات مختلف علوم  درخشيده اند وما برای رعايت اختصار به آن اکتفا کرديم.

ما برای ابطال ادعاهای دروغين وتهمت های بيشرمانهء خاديست آزادل به تاريخ دورتمدن اسلامی اکتفا نمی کنيم ؛ بلکه ازين مارکسست کذاب می خواهيم نگاهی به وضع زنان درجنبش های اسلامی معاصر بيندازد وببيند که آيا اين جنبش ها که درسرتاسردنيای اسلام، قوی ترين ومردمی ترين احزاب را تشکيل می دهند، زن را به خانه نشانده اند و اورابرای تعليم تا شش سالگی به مسجد می فرستند تا عربی بياموزد وبعد ازان اجازهء فراگيری علوم را بر ايش نمی دهند ويا اين زنان تا بلندترين مراحل تعليم به فراگيری دانش ادامه می دهند وتا جايی می رسند که هريک ازآنها می توانداشخاص بيسوادی مانند خاديست آزادل را ده ها سال درس بدهد؟!

درترکيه،حزب اسلامگرای رجب طيب اردوغان برسرقدرت است واين حزب که برنامه های خود را ازاسلام می گيرد وتا حال دوبار با اکثريت چشمگير وبی سابقه يی درانتخابات آزاد آنکشور، پيروزشده است، نه تنها ساحهء تعليم زنان را محدود نکرده بلکه آن را گسترش نيز داده است؛ وازهمين سبب زنان ومردان ترکيه ازعملکرد آن راضی هستند ودرهرانتخابات باآراء  بيشترازپيش، انتخابش می کنند!

درايران که يک حکومت شيعی اسلامی زمام اموررا دردست دارد و با وجود انحرافات زيادی که دامنگيرآنست، زنان درهمهء ساحات وهمهء رشته ها تابلندترين مراحل به تحصيل وفراگيری دانش ادامه می دهند ودرحصول وظايف دولتی نيزهيچگونه مشکلی ندارند ؛ وتا جائيکه ما خبر داريم يکی از معاونان رئيس جمهور، زن است!

تنظيم های جهادی واسلامی کشورخود ما افغانستان نيز که دردههء هشتاد ميلادی عليه شوروی ها وحکومت های دست نشاندهء شان جنگيدند ومراکز ومقرات عمدهء شان درپاکستان وايران قرارداشت، مکاتب ومدارس زيادی برای دختران وزنان داشتند که از صنف اول شروع می شد وتا پوهنتون ها ادامه داشت وحتا برخی از تنظيم ها درصدد آن بودند تا مراحل ماستری ودکتورا رابه پوهنتون ها ودانشگاههای زنانهء خود بيفزايند؛ وهرتنظيم سازمان ها وتشکيلات زنانه داشتند که امورتعليمی وفرهنگی دختران وزنان وسائر مسائل مربوط به ايشان را پيش می بردند وعلاوه برمکتب ها ومدرسه ها وپوهنتون ها، دارای نشرات متعدد نيزبودند؛ وبعد از سرنگونی آخرين حکومت دست نشاندهء شوروی ، بسياری ازين مراکزوتشکيلات تعليمی زنانه به داخل کشور منتقل شدند!

قابل يادآوری است که هيچيک از تنظيم های اسلامی افغانستان بجزگروه طالبان که فهم وبرداشت های بسيارغلطی ازاسلام ونصوص آن دارد، ساحهء تعليم وتربيهء دختران وزنان را محدود نکرده است؛ وما به خاديست آزادل چلنج می دهيم که فقط يک جملهء کوتاه ازنشرات واساسنامه ها وخط مشی ها وسائر نوشته های احزاب وتنظيم های اسلامی افغانستان بياورد که تعليم زنان ودختران را به مسجدمربوط ساخته ويا آن را محدود نموده ويا فرقی دربين تعليم زن ومرد قائل شده باشد؛ تا چه رسد به اينکه تعليم زنان را تنها به مسجد وزبان عربی وتا شش سالگی منحصرسازد!.. اگر اسلام تعليم زنان را تاشش سالگی وبه زبان عربی ودرمحدودهء مسجد، منحصر می ساخت، بايد آيتی ويا حديثی ويا نصی درين مورد وجود می داشت وبايد اين آيت ويا حديث ويا نص درعملکرد وموقف گيری احزاب اسلامی راجع به زنان درسرتاسرجهان اسلام به شکلی از اشکال ، انعکاس می يافت؛ حال که چنين نيست، معلوم نيست خاديست آزادل اين دروغهای شيطانی را از کجا آورده است ؟!.. ولی برای کسانی که کمونست ها بويژه خاديست های جانی ومکاررا می شناسند، روشن است که تراوش چنين اکاذيب واراجيف بی اساس ازکله های افيونی وپوپنک زده ايشان چيزتازه وتعجب آوری نيست؛ چه بندگان مارکس ولينن ومائودردرازنای تاريخ خونبارکمونيسم مليونها باردروغ های بزرگترازين گفته اند و اساساً خود کمونيسم ومارکسيسم بزرگترين وشيطانی ترين دروغهای تاريخ بشريت هستند!

اين سخن خاديست آزادل نيز که می گويد روی زن را بايد کسی نبيند، بی اساس است زيرا موضوع روی زن يک موضوع اختلافی است واکثريت علمای اسلام وازآن جمله علامه شيخ يوسف القرضاوی که ازبزرگترين علمای عصراست، روی زن را عورت نمی دانند وحجاب را تنها به پوشيدن سروسائرقسمت های بدن زن بدون روی، خلاصه می کنند؛ وازهمين سبب زنان ودختران علمای بزرگ مصرودانشگاه ازهر، روی خودرا نمی پوشند وشوهران شان اعتراضی به اين امر ندارند!

بايد گفت که دربين نصوص اسلامی نيزاعم ازآيت وحديث، نص واضحی که به صراحت، روی زن را عورت قلمداد کند وبه پوشيدن آن امرکند، وجود ندارد ؛ وهمين امرباعث آن شده است که اکثريت علما آن را عورت ندانند!… وحتی اگرخاديست آزادل به قول ضعيفی که روی زن را عورت می داند، استناد کند، انصاف آن بود که نظرمعتبرورأی اکثريت علما را نيزکه روی زن را عورت نمی دانند ، ذکر می کرد ؛ ولی  توقع انصاف از بندگان دروغگوومکارمارکس که به فريبکاری وکتمان حقائق ، عادت کرده اند، توقع انصاف وگفتن ونوشتن حقائق ، توقعی است بیجا وبيمورد!

ادعای ديگر خاديست آزادل نيز که:" زن بايد تنها از خانه بيرون نرود ومحل رفتن اورا شوهر، تعيين کند" بی اساس است زيرا چنين حکمی دراسلام وجود نداردو درهيچ آيت وحديثی گفته نشده است که زن ازخانه تنها بيرون نرود ؛ واگردرمواردی به حضورمحرم با زن تأکيد می شود مقصود ازآن اتخاذ ترتيبات امنيتی برای زن است تا ازتجاوز ودست درازی اراذل واوباش درامان باشد ؛ وازهمين سبب ، علمای معاصر فتوا داده اند که زن می تواند بدون محرم ودرقافلهء زنان به حج برود وبسياری از علما بااستناد به يک حديث پيامبرعظيم الشان اسلام، فتوا داده اند که درصورت وجود امنيت کامل درمسيرسفر، زنان می توانند بدون محرم وتنها مسافرت کنند و معنای آن حديث شريف چنين است: " ازعدی بن حاتم روايت است که پيامبرصلی الله عليه وسلم به وی گفتند: آيا حيره را ديده يی ؟ گفت: نديده ام ولی درموردآن شنيده ام. پيامبرصلی الله عليه وسلم فرمودند: اگر زندگی درازی داشتی، خواهی ديد که راه ها چنان ازامنيت برخوردارشوند که زنی به تنهايی از حيره سفر کند وبه مکه برود وخانهء خدارا طواف کند وازاحدی جزخدا نترسد".

پس خلاصهء موضوع سفرزن ازديدگاه اسلام اين است که اگرراه سفرصدفيصد ازامنيت برخورداربوده وزن درسفرخويش مواجه با خطروتعرض وتجاوز اراذل واوباش نگردد، می تواند تنها وبدون محرم سفرکند؛ واين حکم اسلام که زن درحالات ناامنی ووجود خطر،با محرم خوديعنی شوهريابرادروياپدروياپسرخويش سفرکند، حکمی است کاملاً حکيمانه ومنطقی وبه سود زن وبخاطراحترام به وی وشخصيتش؛ وفکرنمی کنيم هيچ زنی حاضرشوددرصورت ناامنی راه، تنها سفرنمايد وهيچ مردی حتا اگربی غيرت ترازبندگان مارکس باشد، حاضرنخواهد شد زن ويادخترويا خواهرويامادرش را درسفری تنهابفرستد که احتمال تجاوز وتعرض به عفتش وجودداشته باشد!

وضعيت فعلی زنان وابسته به جنبش های اسلامی معاصر دردنيای اسلام نيزاين دروغ بندهء مارکس آزادل را ردمی کند؛ بدين شرح که اين زنان ازايران گرفته تا مصرواندونيزيا وترکيه وسائرکشورهای اسلامی که درادارات دولتی وياتنظيمی کارمی کنند، همه روزه تنها وبدون محرم ازخانه بيرون می روند وشوهران وبرادران وپدران شان که مسلمانان متدين ومتعهد وپرهيزگاری هستند واحکام اسلامی را بخوبی می دانند، اعتراضی نمی کنند ونمی گويند شما حق نداريد تنها ازخانه بيرون برويد ومحل رفتن شمارا ما تعيين می کنيم!

درمورداين شکايت ودلسوزی خاديست آزادل به زنان که می گويد:" هروقتی که شوهر ميل تقرب جنسی کند زن مجبوراست جوابگو باشد" بايد گفت که آقا ! شما خاديست ها وکمونست های جنايتکار که در کشتاروتعذيب وزنده بگورکردن، فرقی دربين زن ومرد قائل نمی شديد، لازم نيست اينقدردرمسائل جنسی غمخوار ودلسوز زن باشيد؛ زيرااسلام چنين حقی را به زن نيز داده است که وقتی او ميل تقرب جنسی کند، شوهرمجبوراست جوابگو باشد:

درکتاب  بحرالرائق شرح کنزالدقائق که ازکتب فقهی معتبراحناف است، چنين می خوانيم:

" وفی البدائع : وللزوجة ان تطالب زوجها بالوطء لان حله لها حقها کما ان حلها له حقه واذا طالبته يجب علی الزوج ويجبرعليه فی الحکم مرة واحدة والزيادة علی ذالک تجب فيما بينه وبين الله ولاتجب عليه فی الحکم عند بعض اصحابنا وعند بعضهم تجب عليه فی الحکم" يعنی : " درکتاب البدائع آمده است که زن حق دارد از شوهرش تقاضای همبستری وجماع کند زيرا استمتاع جنسی شوهراززنش ، حق شوهراست واستمتاع جنسی زن ازشوهرش ،حق زن است ؛ وچون زن مطالبهء تقرب جنسی ازشوهرش نمايد، برشوهرواجب است که از خواهش زنش اطاعت نمايد و درصورت تن ندادن شوهربه همبستری، محکمه اورا به اين کار مجبورمی سازد؛ البته برای يک بار، اما برای مراتب بيشتر، شوهرعندالله مجبوربه اطاعت فوری ازخواهش جنسی زن خود است (درصورت عدم پاسخ به خواهش زنش، گنهکارمی شود) ولی محکمه اين بارمجبورش نمی سازد؛ البته اين نظربرخی ازفقهای مااست ، ولی برخی ديگرازفقهای ما می گويند هرباری که زن ازشوهرش تقاضای مقاربت جنسی وجماع کند، شوهرهم عنداللهی وهم به حکم محکمه ، مجبوربه اطاعت است" .

آری، جناب خاديست! اسلام درهيچ امری، ازحق زن چشم پوشی نکرده است؛ حتا درامورجنسی که يکی از اهداف عمدهء ازدواج است؛ اما شما بندگان مارکس که انسان هارا با تأسی ازفرمان خدای تان انگلس به ازدواج های دسته جمعی فرامی خوانيد واززن ومرد می خواهيد که مانند حیوانات بالای همديگربپرند، اين پاکی وعفت ونظافت وطهارت را که اسلام برای زن ومرد می خواهد، نمی پسنديد وآن را به ديدهء بغض وعداوت می نگريد!

اسلام برای جلوگيری از رجوع شوهربه فحشا وفساد، اززن می خواهد که به تقاضای جنسی اولبيک بگويد( البته نه درايام حيض ونفاس ومعاذيرشرعی ) وازشوهرنيز می خواهد واورا مجبورمی سازد که به تقاضای جنسی زنش لبيک بگويد تا اودردامن فحشا وشياطين دوپا سقوط نکند!…؛ آری! اينست آنچه اسلام می خواهد؛ اماشما بندگان مارکس ولينن وستالين چه می خواهيد؟!.. شما اززن می خواهيد که تنها به تقاضای جنسی شوهرش جوابگو نباشد- وحتا ازوی می خواهيد که اصلاً به خواهشات جنسی شوهرش ارزشی قائل نشود تا شما شياطين بتوانيد اورا شکارکنيد ؛ چون خدايان شما به اين عقيده هستند که شوهر زنش را مورد بهره کشی قرار می دهد- بلکه به تقاضای جنسی همهء مردان ، جوابگو باشد واز شوهرمی خواهيد که تنها به خواهش جنسی زنش اکتفا نکند بلکه دستورانگلس برای ازدواج دسته جمعی را درعمل پياده سازد واززنان رفقايش نيز مستفيد شود!

ادمه دارد

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.