فیصلۀ موسوم به شورای علمای افغانستان — سرمقاله

 

فیصلۀ موسوم به شورای علمای افغانستان

 

هفته قبل بازهم عده یی از افرادیکه خودرا  نمایندگان دین اعلام میدارند  باعث بر انگیخته شدن عده یی شدند که بحق و یا هم  روی اجندای مخفی شان قسمتی از فیصله موسوم به شورای علمای افغانستان را سندی گرفتند و از آن طبلی برای تحریک مردم بخاطر بر آورده شدن اهدافشان ساختند.

اما این شورا چه میخواهد بکند، و روی کدام  درد مردم  که کم هم نیست میخواهند مرهمی گذارند؟ آیا اینها از درایت و آنچه پیامبر صلی الله علیه وسلم  انرا بصفت  کیاست و فطانت یاد کرده اند  چیزی دارند؟.

غالبا چنین صدا های غیر منطقی و حتی در تضاد با دین و هدف خلقت الهی، دسائسی است که در کار خانه های شیطانی دیگران و یا اذهان جاهلانه خودی تهیه شده و بعدا در یک پوشش کپسولی توسط نا آگاه ترین افراد در رابطه به قضایای مردم چه از ناحیه سیاسی ،اجتماعی ، تاریخی و حتی دینی ، بیخبر از حقیقت دین و حکمت آن ، چنین زهریات به بیرون داده میشود تا به این طریق دین و عقیده و مسلک حق و درست مردم را توسط افرادی منسوب به همین دین بدنام نمایند. تعدادی صرف با آموزش های خشک وسطحی  میخواهند خود را صاحب اختیار و به غلط ، سخنگوی دین معرفی کنند، اینگونه افراد با تأسف در جامعه عقب افتاده ما ( در تمام نواحی بشمول ساحه دین ) از دین و دانش دینی صرف ریش و سله و چپنی را با خود میکشند ، و فقط عده یی اندکی از آنها از دین فهمی دارند که ایشان هم در بند همان مفکوره های سائد و مسلط ناشی از وضعیت اجتماعی و فرهنگی عقب افتیده و نارس قرار دارند. اینها دین را گاهی در ضعیف ترین نصوص  و حتی اقوال افرادی که روی شرایطی حرفی زده اند  میبینند  در حالیکه نصوص قوی ، صریح و غیر قابل تأویل دیگر را مد نظر نمیگیرند.

قرآن پاک وقتی از  آدم و همسرش یاد میکند هدف آن برتری نشان دادن جنسی بر جنسی نیست ، بلکه مفهوم کلام  خداوندی ( و خلق منها زوجها ) را اگر خوب دقت کنیم در این است که این دو موجود ( جفت  زن و شوهر ) در حقیقت جزء همدیگر اند، یکی اند در دو کالبد ومکمل همدیگر اند و از همین جهت فرموده اند که : هُن لباس لکم و انتم لباس لهن، پس قضیه در اصل و فرع بودن و بهدف پائین رتبه نشان دادن نیست آنچه را در مورد قیمومیت  ذکر فرموده اند مقید به قید و علتی است  که نشان دهنده مشروط بودن آن است . در هیچ جای قران نمیابیم که خداوند در جوهریت انسانیت و بنده بودن بخداوند فرقی میان این دو گذاشته باشد. چه جاهای زیادی که ذکر هردو پلۀ ترازوی  عبادی الهی باهمدیگر همردیف  : صالحین صالحات ، مؤمنین و مؤمنات ، من ذکر و انثی ، و …  ذکر گردیده است، مگر نصف علم را پیامبر به عائشه صدیقه نسبت نداده است که از وی گرفته شود؟!.

صرف نظر از داخل شدن در مفهوم و محتوای مطلوب ایه کریمه ، آنچه  واضح است  اینست که احکام شرع چه بسا که بخاطر خواست های افراد تفسیر و توجیه میشود ، حکمت ان مد نظر گرفته نشده ، شرایط و اوضاع  و حتی امکانیات خود را نیز مد نظر نمیگیرند.

قطعا عده اعتراض خواهند کرد که در این نوشته در حکم آیه  تغیر داده میشود. که چنین هدفی منظور نبوده  و ما مثال هایی در قران کریم داریم که روی شرایطی خاصی حکمی بوده ولی امروز در بسا حالات هم حتی همین علمای کرام آنرا عملی نکرده اند و نمیکنند، از جمله کتابت قرضه  و شاهد گرفتن بر آن  ( ایه 162 سوره بقره ). چون ضرورتی بران نیست.  و باهمه اینها ،  آیا ما قضایای اهم تری  کم داریم که به موارد جنجال برانگیز و غیر ضروری بپردازیم؟، اصل و فرع بودن  بفرض اگر توجیهی هم شود  چه درد این ملت  بل امت اسلامی را دوا میکند که مرد و زنش را صدها سلسله اهنین در دست و سر و گردن موجود است؟!.

اگر کلمه ادم در بعضی جاها ذکر گردیده است ( یا بنی آدم …)   برای تفضیل نوع بنی بشر بر نوع دیگر  ان نیست چون در غیر ان احکام الهی متوجه هردو نمیبود.

ما نباید سخنان افرادی را در دین ، اعتبار دهیم که غیر از شکل و فورم ناشی ازکلتور مروج که هیچ ربطی به دین ندارد و بدروغ آنرا بدین چسپانده اند ( کله و سله و لباسی مشخص) چیز دیگری ندارند و گاهی هم مفاهیم دگم و شاید نظرات شاذ و  بدور از جوهر دین را بالاتر از کلام خداوند و کلام و عمل صریح پیامبرش قرار میدهند و یا هم به آنچه اسرائیلیات گفته میشود متمسک میگردند؟.

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَ‌بَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِ‌جَالًا كَثِيرً‌ا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْ‌حَامَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَ‌قِيبًا ﴿١- نساء)

درینجا اگر ذکر آفرینش همسر  " نفس یگانه " از خود همان نفس یگانه  آمده نه بخاطر اصل و فرع بودن ، بهتر و بدتر بودن است بلکه نشان دادن وحدت جنس بشری است ، و بعد تر خداوند هردو نوع بشر را  بصورت مشخص  در  مرد بودن و زن بودن به همان " نفس یگانه و همسرش " بدون اینکه از ان نفس به  کلمه مرد  ( رجل )  یا زن تعبیر کند ، نسبت میدهد . و این نفس یگانه که خداوند وی را همچو نقطه ابتداء برای امتداد دادن موجود جدید و بنده جدید افرید، بالاتر از مرد و زن بودن بوده است از همین رو خداوند آنرا " نفس یگانه" نام برده است  و اگر از کلمه آدم که در نصوص دیگری آمده است مفهوم مشخص مرد را بگیریم  کدام برتریت در آن دیده نمیشود که به اساس آن  و بخاطر آن  نزد خداوند به جزء دیگر همان نفس آفریده شده از سوی خداوند برتری داشته باشد. چنانچه که رسول کریم فرموده یی دارند به این مفهوم : ألا کلکم لآدم و آدم من تراب ،  در اینجا نسبت همه شامل مرد و زن به آدم شده است  و نسبت ادم هم به خاک و بدون استثناء یا  سکه و اندر بودن میان این دو جفت عالم آدمیت و انسانیت.

 

از جانبی دیگر دیده میشود که عده به اصطلاح چار چشمه در پی افرادی منسوب به دین میباشند که  در کجا و در چه موضوعی از یکی یا مجموعۀ آنها ، چه  چیزی را میتوان کشید تا بعد تر آنرا بحد آخر نفخ داده  و کاهی را کوهی کنند و در پی ان عقده های نا پاک خویش را در سینه های چرکین شان ذوب نمایند.

در فیصله شورای موسوم به علمای افغانستان  که حاوی تقریبا 65 سطر است  به استثنای یکی دو موضوع بحث برانگیز مطالب خیلی خوب و منصفانه وجود دارد. چرا بالای محکوم کردن  ازدواج اجباری ،  دختر فروشی زیرنام بدل، طویانه گرفتن، ظلم و آزار زنان و … ، توجهی نمیکنند  که در همین فیصله انرا صراحتا محکوم کرده اند. عده یی از منتقدان و علمبرداران کاذب  حقوق زنان  و … در تمام این فیصله فقط  کلمه اصل و فرعی را یافتند که اصلا آن سخن در جامعه ولو که از سوی آنان گفته هم شده باشد جایی را نمیگیرد چنانچه مطالب دیگرآن که مخالف شرایط موجود و عصر است جایی را نخواهد گرفت، بلکه برعکس میتواند مواد دیگر ذکرشده در این فیصله بخاطر دفاع از حق زنان در میان گروههایی که به این علما علاقه و وابستگی دارند مورد استفاده قرار گیرد.

چرا عده یی با چراغ و فتیله در جستجوی حرفی مناسب و یا نامناسبی از این یا آن است تا بعدا آنرا تا حد اخر بزرگ ساخته و در ورای آن اهداف خود را که همان تضاد و دشمنی با دین است به جایی برساند.

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.