دفاع از کی؟ طالب یا مقاومت ملت افغان — احمد طارق فيض

 

دفاع از کی؟

طالب یا مقاومت ملت افغان

 

اي غنچه خوابيده چو نرگس نگران خيز!

کاشانه ما رفت بتاراج غمان خيز!

از ناله مرغ چمن، از بانگ اذان خيز!

از گرمي هنگامه آتش نفسان خيز!

از خواب گران، خواب گران، خواب گران‌خيز!

از خواب گران خيز!

 

اجازه بدهید اول گلایه از مطبوعات و صفحات آزاد افغان داشته باشم. متاسفانه در اکثر صفحات هدفمندی سالم در سیر مطبوعاتی دیده نمیشود یک نوع پالیسی دین ستیزانه حکم فرما است بهر کس حق داده میشود هرگونه دو و دشنام به دین و ارزشهای قبول شده جامعه بدهند دشنام های غلیظ و غیر قابل تحمل برای یک مسلمان و بدتر از کاریکاتور و دشنام های غرب. همچنان صفحات افغان متاسفانه فاقد وجدان افغانستان شمول می باشد حرف شما زمانی مورد عطف توجه و بنشر می رسد که جنبه قومی یا سمتی داشته باشد. به معنی دیگر صفحات افغانها مبدل به بلند گو ی یک مشت اوباش و قشر گرای بیگانه با ارزشهای چون وحدت و همبستگی ملی شده اند که در خریطه بجز چند استنباطات غلط تاریخی و به خرمنها دو و دشنام و عقده چیزی دیگر ندارند. نه در درد ملت می سوزند، نه درمانی به درد و آلام ملت مستضعف و زیرپاه شده دارند و نه هم با خود راه های حل عملی دارند. بجز ترویج عقده، کینه و نفرت در بین مردم از کار دیگر ساخته  نیستند.درد ما و گلایه ما از اینست که صفحات ملبس بر لباس دموکراسی و آزادی اندیشه و بیان هر نوع دو و دشنام بردین و ارزشهای اخلاقی جامعه را تحمل و هضم کرده میتوانند اما همین لباس پوشان دموکراسی و آزادی اندیشه و بیان مشت منحوس شان را بسته نموده بردهن هموطن خویش بجرم دفاع از طفلکان افغان، بجرم دفاع از مردم و مقاومت موجود مردمی چنان میکوبند مستبدانه و ظالمانه تر از اشغالگران و متجاوزین بر ننگ و ناموس ملت. پیشنهاد بنده به همه صفحات و مسئوولین محترم که اجازه بدهید حد اقل ما حق دفاع از زنان و طفلکان افغان داشته باشیم بگذارید اگر منی حقیر در خطا ام تا دیگر اندیشمندان و آگاهان جامعه منی خطا کار را تصحیح کنند. این نوع برخورد با نظریات مخالف قابل ستایش و تائید است که اندیشه را با اندیشه نقد کرد و فوق آن، اندیشه بهتر تولید کرد. برخورد آگاهانه نیز پذیرفتن حق و اندیشه برتر است باکی ندارد که گوینده آن کی می باشد.

حالانکه حرف را با گلایه شروع نموده ام اجازه بدهید شکایتی از قلم بدستان هم داشته باشم. چی توهین و دشنام ها نبود که بدین داده نشد صرف بخاطر عمل کرد خشک و بزدلانه کابل نشینانی دین و ناموس فروش آنعده از قضات کذاب با محکمه قلابی شان که بجز بی عدالتی و زیرپا نمودن حقوق مظلومین دستاورد دیگر ندارند. مطبوعات انفجار میکند از اخبار توهین به ساحت مقدس قرآن پاک و اسلام عزیز از جانب عساکر اشغالگر در زندان بگرام، قندهار و مراکز عساکر بیگانه، کجا اند این قضات کذاب و دامن نشین امریکا تا حکم قیام علیه بیگانگان را صادر کنند؟ آگاهان بر دین  و همه مردم مسلمان ما میدانند علیه تک تک از عوامل داخلی  مبارزه واجب می باشد به همان شکل که علیه بیگانگان و اشغالگران جهاد و مبارزه واجب است. شکایت ما از قلم بدستان اینست که چرا پای دین را بناحق در قضیه پرویز کامبخش داخل نمودید و تمام داشته های غیر اخلاقی تان را نصار دین کردید اعتراضات بی جا و تهمت بستید. اما در قسمت طفلک افغان که از پنج روز عمری بیش نداشت و توسط دست کثیف اشغال بشهادت رسید خاموشی اختیار کردید. همه روزه به ده ها افغان بشهادت میرسد، خانه های گلی شان ویران میشود به قریه و دهکده شان از آسمان باران بم می بارد، چرا نظاره گر بی تحرک هستید؟ چرا از پرویز کامبخش دفاع میشود اما از کافه ملت افغان که در آتش اشغال می سوزد دفاع نمیشود؟ فردا تاریخ بر این موقف نا آگاهانه قلم بدستان خواهد قضاوت نمود واقعا قلم بدستان ما بخواب زمستانی رفته اند شما مشاهده کنید مطبوعات را در کشورهای اشغالگر اگر حتی یک عسکر شان کشته میشود قیامت برپا میکنند و قلم بدست مسئوول و آگاه در محکومیت نظام و دفاع از حق عسکر کشته شده هیچ نوع ضعف از خود نشان نمیدهد اما وای بر حال ما که همه چیزی ما، چه استقلالیت، ارزشهای اخلاقی و دینی، دار و مدار و هویت معین ملی ما همه از تیغ اشغال کشیده شد و طفلک افغان بدون دانستن جرم خویش بضرب گلوله اشغالگر بشهادت میرسد اما قلم بدست این مرز و بوم بی مسئوولانه سرگرم مسایل طفلانه هستند.

با کمال احترام به شاعران گرامی باید عرض نمود بجز چند شاعر جوان و آگاه مانند نعمت الله حواب و سمیع الله ترون ملت در بطن خود مرحوم خلیلی دیگر را تجربه نکرد. ذهن شاعر ما امروز مصروف مسایل خورد و کوچک است آنها متاسفانه نتواستند تا تبارز دهنده خوب مظلومیت و بی بسی  مردم باشند. آرزومندیم شعراء بلند همت و گرامی ما هر ارزشی دیگر را در پای دین، عقیده و ناموس ملت فدا کنند و تبارز دهنده درد و رنج های ملت خود باشند. حماسه بیافرینند و در ملت روح بدمند از همه مهمتر برای بوجود آوردن وجدان افغانستان شمول جستجو کنند.

نسبت به هر طیف دیگر گلایه و شکوه ما از علما و پاسداران عقیده و ارزشهای جامعه بیشتر است. با دیروز شان کاری ندارم اما امروز اینها عملا به دین و ناموس ملت توهین کردند. دین، عقیده، ارزشهای اخلاقی، فرهنک و هویت جامعه را فدای خواسته های فرعون مآبانه خویش نمودند و از همه اولتر اینها بودند که اشغال کشور را بدست بیگانگان تائید کردند با تمام شعار های دهن پر کن آنقدر سقوط نمودند که افراد بعضی شان پیشقدم تانک های اشغالگر سینه برادر مسلمان شان را نشانه رفتند. متاسفانه علماء ما امروز حیثیت سوالگران و خیرات خوران جامعه را دارند آنها جرئت و همت بلند اسلامی ندارند تا ملهم و الهام گیرنده مومن از قرآن و سنت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  و عمرگونه مفرق بین حق و باطل باشند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم میفرمایند دین نصیحت است در جای دیگر میفرمایند یکی از حقوق مسلمان بالای برادر مسلمان اش اینست که اگر تقاضای نصیحت میکند، شما برای آنها نصیحت کنید. بنا توصیه ما به علما و اهل دین اینست که از دین بشکل ابزاری استفاده نکنید تقوا و ترس خدا پیشه کنید به زندگی ساده مشکور حضرت حق باشید. روی پرده تلویزیون و مطبوعات ظالمانه به تائید حکومت تحمیلی در فضاء اشغال نپردازید حرمت دین خدا را حفظ کنید مردم نسبت به شما به دیده پیام آوران حق نگاه میکنند لطفا حیثیت اجتماعی تان را حفظ نموده دوکاندار دین و ابزار دست اشغالگر مباشید.  

از آنجا که ما اکثرا مصرف و نشخوار میکنیم بنا اکثریت ما متاسفانه شکار ذهنیت غیر سالم شده ایم به این معنی که مطبوعات بیگانه بالخصوص بی بی سی (چنانچه در آغاز خبر اولا صدای ناقوس کلیسا و بعدا میگوید اینجا لندن است) طوری برای ما ذهنیت داده است که هر کس علیه امریکا و متحدین شان در افغانستان صف بگیرد و به مبارزات کلامی، قلمی و مسلحانه بپردازد آن فرد یا افراد طالبان هستند. این منطق سنت شده و ناقص منطق قصر سفید است که به هر مخالف خود در افغانستان القاب طالب یا القاعده را  تحمیل میکند. اما سوال در اینجاست تعریف اینها از طالب چه می باشد؟ آیا میتوان انسان آزاده و اسارت ناپذیر افغان را طالب اطلاق کرد چون وجود بیگانگان و اشغالگران برایش غیر قابل تحمل است و بحکم وجدان خلاق و آزادگی بدفاع از نوامیس ملی و حریم خارج میشود؟ در این جای شک نیست طالبان جزء از مقاومت را تشکیل میدهد اما نه کل مقاومت را بلکه بدنه اصلی مقاومت علیه اشغالگران ملت مومن و مسلمان افغان می باشد. بنا امروز بیشتر از هفت سال میگذرد از دموکراسی آمریکایی (آرمی کراسی) اما دستآورد ما در جامعه چی می باشد؟ مردم و جامعه افغان امروز بعد از هفت سال در چه جهت روان اند؟ با روند جاری فردا کشور را در کجا خواهیم یافت؟  به کدام یک از اهداف خود امریکا در افغانستان رسیده است؟ چند سال دیگر اشغالگر را در کشور تحمل کنیم؟ بالاخره چه زمان اشغالگر از کشور خارج میشود؟ چه ضمانت وجود دارد؟

 

با احترام

 

احمد طارق فیض

 

 

           

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.